اسم

اشنو

( اُ ) (اِ.) نوعی سیگار که به نام شهر اشنو (اشنویه آذربایجان) نامیده شده‌است.

    اشکوب

    ( اَ ) (اِ.)
    ۱- سقف.
    ۲- هر مرتبه از پوشش خانه، طبقه ؛ اشکو و آشکو هم گویند.

      اشکال

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ شکل.
      ۱- صورت‌ها، گونه‌ها، انواع.
      ۲- پیکرها.

        اشکال

        (اِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) دشوار شدن.
        ۲- (اِمر.) پوشیده شدن کار.
        ۳- (اِمص.) دشواری.
        ۴- خرده گیری.

          اشکفت

          (اِ کَ) (اِ.)
          ۱- شکاف، رخنه.
          ۲- غار، کهف.

            اشکل

            (اِ کَ) (اِ.)
            ۱- پای بند ستور، ریسمانی که بر زانوی شتر بندند تا فرار نکند.
            ۲- مکر، حیله.

              اشکل

              (~.) [ ع. ] دشوارتر، سخت تر، مشکل تر.

                اشکلک

                (اِ کِ لَ) (اِمر.)
                ۱- شکنجه.
                ۲- نوعی شکنجه و آن چوبی بوده که لای انگشتان متهمان می‌گذاشتند و فشار می‌دادند تا به جرم خود اقرار کنند.
                ۳- چوبی است به مقدار چهار انگشت که وسط آن باریک تر از دو سر وی است، و وسط آن طناب بندند، و آن برای اتصال دو قطعه خیمه به کار رود.
                ۴- در اصطلاح کشاورزی به قلمه‌های کوتاه گویند که برای ایجاد قلمستان غرس می‌شود.

                  Scroll to Top