اشکال
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ شکل.
۱- صورتها، گونهها، انواع.
۲- پیکرها.
(اَ) [ په. ] (اِ.)
۱- قطره، قطره آب، چکه.
۲- سرشک، آبِ چشم که موقع گریستن از چشم جاری میشود. ؛~ تمساح ریختن اظهار همدردی و غمخواری کردن با کسی از روی ظاهر و به دروغ. ؛ ~ کسی دم مشکش بودن به مختصر ناملایمی گریه کردن، همواره آماده گریستن (به طعنه یا تحقیر).
(اَ) (اِ.) درختچهای از تیره پروانه واران که اصل آن از سیبری است و در ایران در نواحی استپی و کوهستانهای خشک اطراف کرج میروید.