اسم

اشتمال

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) فراگرفتن، دربرداشتن.
۲- (اِمص.) فراگرفتگی، احاطه. ج. اشتمالات.

    اشتود

    (اُ تَ وَ) = اشتوذ:
    ۱- (اِخ.) بخش دوم از پنج بخش گات‌ها.
    ۲- روز دوم از اندرگاه.

      اشتیاق

      ( اِ ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) شوق داشتن، میل داشتن.
      ۲- (اِمص.) آرزومندی. جِ شوق.

        اشترک

        (اُ تِ رَ) (اِ مصغ.)
        ۱- شتر کوچک، شتربچه.
        ۲- خیزآب، موج دریا.

          اشباه

          ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ شبیه ؛ مانندها، مثل‌ها.

            اشپون

            ( اِ ) [ روس. ] (اِ.) سرب باریکی که در حروف چینی دستی میان هر دو سطر نهند تا فاصله مطلوب پیدا شود.
            ۲- واحد طول سطر.

              Scroll to Top