اسم

اسفرزه

(اِ فَ زِ) (اِ.) گیاهی است از تیره بارهنگ‌ها، در طب قدیم به عنوان مُسَکِّن و مسهل به کار می‌رفت.

    اسفرود

    (اِ فَ) ( اِ.) سنگ خوارک، پرنده‌ای کوچکتر از کبک با پرهای سیاه و خاکستری، ابفهرود نیز گویند.

      اسرنج

      (اَ رُ) (اِ.) اکسید سرب، گردی سرخ که در نقاشی از آن استفاده می‌کنند.

        اسطرلاب

        (اُ طُ) [ معر – یو. ] (اِ.) ستاره سنج، ابزاری است که برای اندازه گیری محل وارتفاع ستارگان و دیگر اندازه گیری‌های نجومی بکار می‌رود.

          اسطقس

          (اُ طُ قُ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- این کلمه در اصل یونانی است به معنی م اده و اصل هر چیزی، عناصر چ ه ارگانه: آب، خاک، باد و آتش.
          ۲- استخوان بندی هر چیز. ج. اسطقسات.

            اسطوره

            (اُ طُ رِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- افسانه، قصه.
            ۲- سخن بیهوده و پریشان. ج. اساطیر.

              Scroll to Top