اسم

اسفرزه

(اِ فَ زِ) (اِ.) گیاهی است از تیره بارهنگ‌ها، در طب قدیم به عنوان مُسَکِّن و مسهل به کار می‌رفت.

    اسر

    (اَ سْ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) بند کردن، به اسیری گرفتن.
    ۲- (اِمص.) بردگی، اسارت.

      اسرار

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- جِ سِرُ؛ رازها، نهانی‌ها، سرها.
      ۲- جِ سَرَر و سُرَر؛ خط‌ها و شکن‌های کف دست.

        اسراف

        ( اِ ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.)از حد گذشتن.
        ۲- (اِمص.) زیاده روی.
        ۳- ولخرجی.

          اسرافیل

          ( اِ ) [ ع. ] (اِ.) فرشته صور، فرشته مأمور دمیدن صور و برانگیختن مردگان در روز ر ستاخیز.

            اسجاع

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سَجِع.
            ۱- آواز خوش پرندگان.
            ۲- سخن موزون.

              اسحار

              ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سَحَر؛ پاس آخر شب، بامداد.

                Scroll to Top