اسم

استیضاح

(اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) توضیح خواستن.
۲- (اِمص.) کاوش، بازخواست.
۳- توضیح خواستن نمایندگان مجلس از وزیری در مورد مطالبی.

    استیفاء

    ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- تمام فراگرفتن.
    ۲- طلب تمام حق را کردن.
    ۳- (اِ.) شغل و وظیفه مستوفی.
    ۴- تصفیه حساب مالیات.

      استیقاظ

      ( اِ ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) بیدار بودن. هوشیار شدن.
      ۲- (اِمص.) بیداری، هوشیاری.

        استیل

        ( اِ ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- شکل، فرم، اندازه.
        ۲- نوعی مبل به سبک قدیم فرانسه.
        ۳- شیوه‌ای (معمولاً منحصر به فرد) در انجام مهارت‌های ورزشی.

          استه

          (اَ تِ) (اِ.)
          ۱- دانه و هسته میوه‌ها.
          ۲- استخوان.

            استواء

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) برابر شدن، مانند یکدیگر شدن.
            ۲- (اِمص.) قرار گرفتن، استقرار.
            ۳- (اِ.) در جغرافیا دایره‌ای فرضی که مانند کمربندی زمین را به دو نیمکره شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند.

              استوارنامه

              (~. مِ) (اِمر.) حکمی است که از طرف رؤسای کشورها به سفرا و مأمورین سیاسی داده می‌شود تا اعتبار آن‌ها را نزد رؤسای دول بیگانه استوار سازد. قبلاً به این سند اعتبارنامه گفته می‌شد.

                استوانه

                (اُ تُ نِ) [ په. ] (اِ.)
                ۱- ستون.
                ۲- جسمی که در دو سر آن دو دایره موازی یکدیگر باشند.

                  Scroll to Top