اسم

اسرافیل

( اِ ) [ ع. ] (اِ.) فرشته صور، فرشته مأمور دمیدن صور و برانگیختن مردگان در روز ر ستاخیز.

    استیلن

    (اِ تِ لِ) [ فر. ] (اِ.) گازی است هیدروکربن دار و بد بو، قابل احتراق و با شعله سفید درخشان (وزن اتمی آن ۲۶).

      استیحاش

      (اِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.)دلتنگ شدن.
      ۲- وحشت یافتن.
      ۳- رمیدن.
      ۴- (اِمص.) وحشت.

        استیصال

        ( اِ ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.)از ریشه کندن.
        ۲- (مص ل.) کنده شدن.
        ۳- درمانده و بیچاره شدن.
        ۴- (اِمص.) درماندگی، بیچارگی.

          Scroll to Top