اسم

اسجاع

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سَجِع.
۱- آواز خوش پرندگان.
۲- سخن موزون.

    اسحار

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ سَحَر؛ پاس آخر شب، بامداد.

      استیحاش

      (اِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.)دلتنگ شدن.
      ۲- وحشت یافتن.
      ۳- رمیدن.
      ۴- (اِمص.) وحشت.

        استیصال

        ( اِ ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.)از ریشه کندن.
        ۲- (مص ل.) کنده شدن.
        ۳- درمانده و بیچاره شدن.
        ۴- (اِمص.) درماندگی، بیچارگی.

          استیضاح

          (اِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) توضیح خواستن.
          ۲- (اِمص.) کاوش، بازخواست.
          ۳- توضیح خواستن نمایندگان مجلس از وزیری در مورد مطالبی.

            استیفاء

            ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
            ۱- تمام فراگرفتن.
            ۲- طلب تمام حق را کردن.
            ۳- (اِ.) شغل و وظیفه مستوفی.
            ۴- تصفیه حساب مالیات.

              استیقاظ

              ( اِ ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) بیدار بودن. هوشیار شدن.
              ۲- (اِمص.) بیداری، هوشیاری.

                استیل

                ( اِ ) [ فر. ] (اِ.)
                ۱- شکل، فرم، اندازه.
                ۲- نوعی مبل به سبک قدیم فرانسه.
                ۳- شیوه‌ای (معمولاً منحصر به فرد) در انجام مهارت‌های ورزشی.

                  Scroll to Top