اسم

احکام

( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) محکم کردن، استوار کردن.
۲- (اِمص.) استواری.

    احمال

    ( اَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جِ حَمل ؛ بارهای شکم، بارهای درخت.
    ۲- جِ حَمَل ؛ بره‌ها.

      احزان

      ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حُزن و حَزَن ؛ غم‌ها و اندوه‌ها.

        احسان

        ( اِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) نیکی کردن.
        ۲- بخشش کردن.
        ۳- (اِمص.) نیکوکاری، بخشش.

          احشاء

          ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حشا؛ اندرونه، اعضای درونی بدن مانند: دل و جگر و معده و روده. احصائیه (اِ یُِ) [ ع. ] (اِمر.)
          ۱- آمار، شمار.
          ۲- دانشی که موضوع آن دسته بندی منظم امور اجتماعی است.

            احضاریه

            (اِ یِّ) [ ع. ] (اِمر.) احضارنامه، نامه‌ای که به وسیله آن شخص را به دادگاه یا هر جای دیگر فراخوانند.

              Scroll to Top