اسم

احشاء

( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حشا؛ اندرونه، اعضای درونی بدن مانند: دل و جگر و معده و روده. احصائیه (اِ یُِ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- آمار، شمار.
۲- دانشی که موضوع آن دسته بندی منظم امور اجتماعی است.

    احضاریه

    (اِ یِّ) [ ع. ] (اِمر.) احضارنامه، نامه‌ای که به وسیله آن شخص را به دادگاه یا هر جای دیگر فراخوانند.

      احداث

      (اَ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ حدث.
      ۱- نوها، تازه‌ها، هر چیز تازه و نو پدید آمده.
      ۲- جوانان.
      ۳- نوعی حقوق دیوانی (در عهد صفویه). ؛ ~ اربعه: حدث‌های چهارگانه: قتل، ازاله بکارت، شکستن دندان و کور کردن. ~ دهر: بلاهای روزگار، پیشامدهای دوران. ~ موجبه وضوء: حدث‌هایی که وضو را باطل می‌کند.

        احداق

        (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حدقه ؛ سیاهی‌های چشم، مردمک‌های چشم.

          احدوثه

          (اُ دُ ثِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- سخن شگفت.
          ۲- خبر و حدیث.
          ۳- کار نو، چیز تازه.

            احتمالات

            (~.) [ ع. ] (اِ.) شاخه‌ای از علم ریاضی که در آن احتمال وقوع پیشامدهای تصادفی بررسی می‌شود.

              احتیاج

              ( اِ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) نیازمند شدن، حاجتمند شدن.
              ۲- (اِمص.) حاجتمندی، نیازمندی.
              ۳- (اِ.) نیاز، حاجت.

                احتیال

                ( اِ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) حیله کردن.
                ۲- ذمُه دیگری را پذیرفتن.
                ۳- (اِمص.) حیله – گری، چاره ساختن.

                  Scroll to Top