اسم

اجور

(اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ اَجر؛ اجرها، اجرت‌ها.

    اجیرنامه

    (~. م ِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) عهدنامه‌ای که به موجب آن کار کسی به مدت معینی خریداری می‌شود.

      اجلاس

      (ا ِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) نشانیدن.
      ۲- (اِ.) با هم نشستن برای گفتگو یا مشاوره در امری.
      ۳- جلسه‌ای رسمی با تعداد شرکت کنندگان محدود که در آن چند نفر سخنرانی می‌کنند و پس از بحث و مذاکره تصمیماتی اتخاذ و گاه قطعنامه‌ای صادر می‌شود.

        اجلاف

        ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ جلف.
        ۱- فرومایگان، مردمان سفله.
        ۲- هر چیز میان تهی.

          اجم

          (اَ جَ) [ ع. ] (اِ.) نیستان، بیشه، انبوه درختان.

            اجماع

            ( اِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) گرد آمدن، متفق شدن بر انجام کاری.
            ۲- (مص م.) جمع کردن.
            ۳- (اِمص.) در فقه اسلامی به معنی اتفاق کلمه فقها در مسئله‌ای یا امری.

              اجمال

              ( اِ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) به اختصار سخن گفتن ؛ مبهم و نارسا گفتن.
              ۲- (اِ.) سخن خلاصه و مبهم.

                اجمه

                (اَ جَ مِ) [ ع. ] (اِ.) بیشه، نیستان. ج. اجم.

                  اجناد

                  ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ جند؛ لشکرها، سپاهیان.

                    Scroll to Top