اسم

احداق

(اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حدقه ؛ سیاهی‌های چشم، مردمک‌های چشم.

    احتراز

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) پرهیز کردن، دوری نمودن.
    ۲- (اِمص.) خویشتن داری، پرهیز.

      احترام

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) حرمت گذاشتن، بزرگ داشتن.
      ۲- (اِمص.) حرمت، بزرگداشت.

        احتشام

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) حشمت و بزرگی یافتن.
        ۲- (اِ.) جاه و جلال.

          احتکار

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) انبار کردن و نگاهداشتن کالا به قصد گران فروختن.
          ۲- (اِمص.) انبارداری.

            احتمال

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) حمل کردن.
            ۲- (اِمص.) بردباری.
            ۳- گمان بردن، حدس زدن.

              اجیرنامه

              (~. م ِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) عهدنامه‌ای که به موجب آن کار کسی به مدت معینی خریداری می‌شود.

                اچه

                (اَ چِ) [ تر. ] (اِ.) برادر بزرگ.

                  احادیث

                  ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- جِ احدوثه ؛ افسانه‌ها، سخن‌ها.
                  ۲- جِ حدیث ؛ روایات، اخبار.

                    Scroll to Top