اسم

اتل متل توتوله

(اَ تَ. مَ تَ. لِ) (اِ.) بازی جمعی کودکانه به صورت نشسته که معمولاً بازیکنان به صورت دایره وار پاهای خود را دراز می‌کنند و یکی از آنان با خواندن شعری که با عبارت بالا آغاز می‌شود بازی را رهبری می‌کند.

    اتلال

    ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تل ؛ توده‌های خاک و ریگ، پشته‌ها.

      اتلیغ

      (اَ) [ تر. ] (اِ. ص.) سوار دلاور، شخص معروف، مشهور. (اِخ.) از اعلام کسان.

        اتم

        (اَ تُ) [ فر. ] (اِ.) کوچکترین جزء یک عنصر که خواص آن عنصر را دارا می‌باشد و با چشم دیده نمی‌شود.

          اتصالات

          (~.) [ ع. ] (اِ.) جِ اتصال.
          ۱- پیوستن‌ها، پیوستگی‌ها.
          ۲- مقارنه یا اقتران و مقابله یا استقبال نیرین یا کوکبی با شمس.
          ۳- کاینات جو.

            اتفاق

            (اِ تِّ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) با هم شدن، با هم بودن.
            ۲- (اِمص.) اِجماع.
            ۳- (اِ.) حادثه، پیشامد.
            ۴- تقدیر.
            ۵- با، به همراهی. ؛ ~آراء بی رأی مخالفی.

              اتقاء

              (اِ تِّ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) پرهیز کردن.
              ۲- (اِمص.) پرهیزکاری، تقوی.

                اتقان

                ( اِ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.) محکم کردن، استوار کردن.
                ۲- (اِمص.) استواری.

                  اتقیاء

                  (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تقی ؛ پرهیزکاران، پارسایان.

                    Scroll to Top