اسم

اتراق

( اُ) [ تر. ] (اِ.) = اطراق: توقف کردن در حین سفر، اقامت کوتاه مدت در جایی خاصه هنگام شب.

    اتساع

    (اِ تِّ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) فراخ شدن، گشاد شدن.
    ۲- (اِمص.) فراخی، وسعت، گنجایش.
    ۳- کثرت مال و ثروت.

      اتساق

      (اِ تِّ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) راست و تمام شدن.
      ۲- فراهم آمدن.
      ۳- نظم و ترتیب دادن.
      ۴- (اِمص.) ترتیب، انتظام.

        اتسام

        (اِ تِّ) [ ع. ] (اِمص.) نشان دار شدن، موسوم شدن، نامیده شدن.

          اتصاف

          (اِ تِّ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) دارای صفتی شدن، به صفتی موصوف شدن.
          ۲- ستوده شدن.
          ۳- (مص م.) صفت کردن، با هم ستودن چیزی را.
          ۴- (اِمص.) صفت پذیری، نشان پذیری.

            اتصال

            (اِ تِّ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) به هم وصل شدن، پیوستن.
            ۲- (اِمص.) پیوستگی.

              Scroll to Top