اپشک
(اَ شَ) (اِ.) شبنم، ژاله.
(اِ پُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- بالشتکی که داخل آن را با ابر و پنبه و مانند آن پر میکنند و برای خوش حالت نشان دادن سرشانهها از زیر به قسمت داخلی سرشانه یا میان رویه و آستری میدوزند.
۲- سردوشی افسری، شانه، د وش.
(~.) [ انگ. ] (اِمص.) فرصت – طلبی، پی فرصت مناسب بودن برای رسیدن به اهداف شخصی بدون اعتقاد به اصولی خاص.
(اُ پُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- موضع گیری مخالف در برابر یک نظریه یا سیاست.
۲- حزب یا جبهه مخالف، گروه مخالف (فره).
(اِ دِ) [ فر. ] (اِ.) عارضه یا بیماری عام، بیماری ای که به عموم مردم سرایت کرده باشد، مسری، همه گیر (فره).
(اُ تُ مِ) [ فر. ] (اِمص.) آزمایش چشم و ساختارهای مربوط به آن برای کشف اختلالات بینایی و تجویز عدسیهای مناسب با دیگر وسایل کمک کننده به بینایی یا تمرینهای چشمی برای جبران کاستیهای دید، بینایی سنجی. (فره).
(اُ) [ فر. ] (اِ.) شاخهای از علم فیزیک که به مطالعه خواص نور، تولید و انتشار آن در دستگاههای بینایی میپردازد.