اسم

اپگانه

(اَ نِ) (اِ.) بچه نارسیده که از شکم انسان یا حیوان بیفتد، آفگانه.

    اپل

    (اِ پُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- بالشتکی که داخل آن را با ابر و پنبه و مانند آن پر می‌کنند و برای خوش حالت نشان دادن سرشانه‌ها از زیر به قسمت داخلی سرشانه یا میان رویه و آستری می‌دوزند.
    ۲- سردوشی افسری، شانه، د وش.

      اپل

      (اَ پِ) [ انگ. ] (اِ.) از زبان‌های برنامه – نویسی کامپیوتر.

        اپورتونیسم

        (~.) [ انگ. ] (اِمص.) فرصت – طلبی، پی فرصت مناسب بودن برای رسیدن به اهداف شخصی بدون اعتقاد به اصولی خاص.

          اپوزیسیون

          (اُ پُ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- موضع گیری مخالف در برابر یک نظریه یا سیاست.
          ۲- حزب یا جبهه مخالف، گروه مخالف (فره).

            اپیدمی

            (اِ دِ) [ فر. ] (اِ.) عارضه یا بیماری عام، بیماری ای که به عموم مردم سرایت کرده باشد، مسری، همه گیر (فره).

              اپار

              (اِ) (اِ.) آویشن کوهی، ریحان معنبر و خوشبو.

                اپتومتری

                (اُ تُ مِ) [ فر. ] (اِمص.) آزمایش چشم و ساختارهای مربوط به آن برای کشف اختلالات بینایی و تجویز عدسی‌های مناسب با دیگر وسایل کمک کننده به بینایی یا تمرین‌های چشمی برای جبران کاستی‌های دید، بینایی سنجی. (فره).

                  اپتیک

                  (اُ) [ فر. ] (اِ.) شاخه‌ای از علم فیزیک که به مطالعه خواص نور، تولید و انتشار آن در دستگاه‌های بینایی می‌پردازد.

                    Scroll to Top