اتالیق
(اَ) [ تر. ] (اِ.)
۱- شوهر مادر، قائم مقام پدر.
۲- لالا، لله، مؤدب.
۳- نگهبان، حامی، حافظ.
۴- منصبی در عهد صفویه.
(اَ) [ تر. ] (اِ.)
۱- شوهر مادر، قائم مقام پدر.
۲- لالا، لله، مؤدب.
۳- نگهبان، حامی، حافظ.
۴- منصبی در عهد صفویه.
(اِ دِ یُ لُ) [ فر. ] (اِ.) مطالعه نحوه انتشار بیماریها و عوامل بیماری زا یا هر عاملی که به سلامت مربوط باشد، همه گیرشناسی. (فره).
(اِ زُ) [ فر. ] (اِ.) بخشی – گاهی مستقل – از یک مجموعه به هم پیوسته مانند فیلم یا قصه، قسمت، بخش.
(اِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- مکتب فلسفی منسوب به اپیکور فیلسوف یونانی.
۲- مکتبی که هدف زندگی را درک لذات جسمانی و خوش باشی میداند.
(اُ پِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- نمایشی که همراه با ساز و آواز و شعر باشد.
۲- محل اجراء این گونه نمایشها.
(اُ پِ تُ) [ فر. ] (اِ.) شخص متصدی کار کردن با دستگاهی خاص مانند تلفن، کامپیوتر، چاپ و غیره، کاروَر. (فره).