اتباع
(اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تابع و تبع ؛ تابعین، پیروان.
(اِ دِ یُ لُ) [ فر. ] (اِ.) مطالعه نحوه انتشار بیماریها و عوامل بیماری زا یا هر عاملی که به سلامت مربوط باشد، همه گیرشناسی. (فره).
(اِ زُ) [ فر. ] (اِ.) بخشی – گاهی مستقل – از یک مجموعه به هم پیوسته مانند فیلم یا قصه، قسمت، بخش.
(اِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- مکتب فلسفی منسوب به اپیکور فیلسوف یونانی.
۲- مکتبی که هدف زندگی را درک لذات جسمانی و خوش باشی میداند.
(اِ یُ) [ فر. ] (اِمص.) عمل کندن یا از بین بردن موهای دست، پا و جز آنها به وسیله بند، موم و یا وسایل دیگر.