اسم

ابعاد

(اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بعد؛ دوری‌ها. ؛ ~ هندسی طول، عرض و ارتفاع.

    ابعار

    (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بعر؛ پشکل‌ها، سرگین‌ها.

      ابعاض

      (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بعض ؛ پاره‌ها، طایفه‌ها، افراد.

        ابکار

        (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ بکر؛ دوشیزگان، دختران دوشیزه.

          ابره

          (اَ رِ) (اِ.) لباس، بخش بیرونی لباس.

            ابرو

            ( اَ ) (اِ.) مجموع موهای روییده بر ظاهر استخوان قوسی شکل بالای کاسه چشم زیر پیشانی. ؛~ بالا انداختن بی میلی نشان دادن، مخالفت کردن. ؛خم به ~ نیاوردن تحمل کردن مشقت و ناله نکردن.

              Scroll to Top