اسم

ابره

(اَ رِ) (اِ.) لباس، بخش بیرونی لباس.

    ابرو

    ( اَ ) (اِ.) مجموع موهای روییده بر ظاهر استخوان قوسی شکل بالای کاسه چشم زیر پیشانی. ؛~ بالا انداختن بی میلی نشان دادن، مخالفت کردن. ؛خم به ~ نیاوردن تحمل کردن مشقت و ناله نکردن.

      ابریشم

      (اَ شَ یا شُ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- رشته‌های بسیار نازکی که از پیله کرم ابریشم جدا می‌کنند و استفاده می‌کنند.
      ۲- سازهای زه دار.
      ۳- درختی از دسته گل ابریشم‌ها جزء تیره پروانه واران که گونه‌ای از آن در جنگل‌های شمال ایران به نام شب خسب (شوفِس) موجود است.

        ابر

        (اَ بَ) [ په. ] (اِ.) بالا، مق پایین.

          ابر و باد

          (اَ رُ) (اِمر.)
          ۱- نوعی کاغذ که به شکل خاصی رنگ آمیزی می‌شود و برای زمینه خوشنویسی در خط مورد استفاده قرار می‌گیرد.
          ۲- نوعی موزاییک خاص دوره قاجار که به رنگ سفید و آبی ساخته می‌شد.

            Scroll to Top