اسم

ابریق

( ا ِ) [ معر. ] (اِ.)
۱- کوزه.
۲- ظرف سفالین با دسته و لوله برای آب یا شراب.
۳- آفتابه، لولهین.
۴- مطهره.
۵- وزنی معادل دو من.

    ابریق

    (~.) [ معر. ] (اِ.)
    ۱- شمشیر بسیار درخشنده.
    ۲- زن صاحب جمال.

      ابزار

      ( اَ ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- افزار، آلت، وسیله، مایه.
      ۲- آن چه از ادویه که برای خوشبو کردن در غذا ریزند مانند: فلفل، زردچوبه و دارچین.
      ۳- نوار باریک گچ بری در قسمت بالای دیوار و نزدیک سقف یا در هر جای سطح آن.
      ۴- نقش تزیینی برجسته یا فرورفته روی چوب.

        ابره

        (اَ رِ) (اِ.) لباس، بخش بیرونی لباس.

          ابرو

          ( اَ ) (اِ.) مجموع موهای روییده بر ظاهر استخوان قوسی شکل بالای کاسه چشم زیر پیشانی. ؛~ بالا انداختن بی میلی نشان دادن، مخالفت کردن. ؛خم به ~ نیاوردن تحمل کردن مشقت و ناله نکردن.

            ابر

            ( اَ ) (اِ.)
            ۱- توده عظیم بخار آب، میغ، سحاب.
            ۲- اسفنج دریایی یا مصنوعی که با آن مثل یک کیسه یا لیف بدن را شستشو دهند؛ ابر حمام.

              ابر

              (اَ بَ) [ په. ] (اِ.) بالا، مق پایین.

                Scroll to Top