اسم

ابتذال

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) بسیار به کار بردن چیزی تا اندازه‌ای که از ارزش آن بکاهد.
۲- (اِمص.) بی ارزشی، پستی.

    ابتسام

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) لبخند زدن، تبسم کردن.
    ۲- (اِمص.) شکرخند، لبخنده.

      ابتلاء

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) دچار شدن، در بلا افتادن.
      ۲- (مص م.) مورد آزمایش قرار دادن، امتحان کردن.۳ – (اِمص.) گرفتاری، مصیبت.

        اباشه

        (اُ شَ یا ش ِ) [ ع. ] (اِ.) = اباش: جماعتی آمیخته از هر جنس مردم.

          اباض

          (اِ.) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- ریسمانی که به وسیله آن خرده دست شتر بربندند تا دست از زمین برداشته دارد، بند.
          ۳- نام رگی است در پای.

            اباطیل

            ( اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ باطل ؛ سخنان یاوه و بیهوده، چیزهای باطل.

              اباعد

              (اَ عِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ابعد؛ بیگانگان، آنان که نسبت دور دارند.

                اب

                ( اَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- پدر، ج. آباء.
                ۲- کشیش.

                  Scroll to Top