اسم

مهاوی

(مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مهوی.
۱- فضاهای بین دو کوه و مانند آن.
۲- شکاف‌ها.

    مهاجمه

    (مُ جَ مَ یا جِ مِ) [ ع. مهاجمه ]
    ۱- (مص ل.) هجوم کردن، حمله کردن.
    ۲- (اِمص.) هجوم، ج. مهاجمات.

      مهاد

      (مِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- بستر.
      ۲- گهواره.
      ۳- زمین پست.

        منون

        (مُ نَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) کلمه‌ای که به آن تنوین داده شده.

          منی

          (مَ یّ) [ ع. ] (اِ.) مایع جنسی معمولاً بارورساز در جاندار بالغ نر، اسپرم.

            منیت

            (مَ نِ یَّ) [ ع. منیه ] (اِ.)
            ۱- اجل، مرگ.
            ۲- سرنوشت.

              منیزیم

              (مَ یِ یُ) [ فر. ] (اِ.) = منیزیوم: فلزی است سبک و با جلای نقره‌ای که در هوا به آسانی جلای خود را از دست می‌دهد و کدر می‌شود. با نور سفید خیره کننده‌ای می‌سوزد و به اکسید منیزیم تبدیل می‌شود. این فلز از عناصر فراوان طبیعت است ولی به حالت آزاد وجود ندارد.

                Scroll to Top