مهاجم
(مُ جِ) [ ع. ] (اِفا.) هجوم کننده.
(مُ جَ مَ یا جِ مِ) [ ع. مهاجمه ]
۱- (مص ل.) هجوم کردن، حمله کردن.
۲- (اِمص.) هجوم، ج. مهاجمات.
(~.) (اِ.) ماهار.
۱- قسمتی که در هواپیما بالها را به هم وصل میکند.
۲- چین جلدی موجود در سطح تحتانی آلت مرد در خط وسط و در مجاورت شیار حشفهای قلفهای که در حقیقت دیوارهای است که شیار حشفهای قلفهای را به دو قسمت چپ و راست تقسیم میکند.
۳- نام هر یک از دو چین مخاطی واقع در خط وسط قسمت دهلیزی دهان و عضلات لبها (بین قوسهای فکی و عضلات لبها)، مهار لبی.
(مَ یِ یُ) [ فر. ] (اِ.) = منیزیوم: فلزی است سبک و با جلای نقرهای که در هوا به آسانی جلای خود را از دست میدهد و کدر میشود. با نور سفید خیره کنندهای میسوزد و به اکسید منیزیم تبدیل میشود. این فلز از عناصر فراوان طبیعت است ولی به حالت آزاد وجود ندارد.