اسم

منجل

(مِ جَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- ابزاری که با آن گیاه را درو کنند، داس. ج. مناجل.
۲- نیزه‌ای که زخم فراخ وارد آورد.
۳- کشت درهم پیچیده.

    منتسخ

    (مُ تَ س) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- نسخ کننده، زایل کننده.
    ۲- نسخه (کتاب) گیرنده.

      منتمی

      (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که خود را به کسی یا چیزی، نسبت کند.

        منتشر

        (مُ تَ ش) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- فاش، شایع.
        ۲- پراکنده، پاشیده.
        ۳- انتشار یافته.

          منتظر

          (مُ تَ ظِ) [ ع. ] (اِفا.) چشم به راه، کسی که انتظار می‌کشد.

            Scroll to Top