اسم

ممتنع

(مُ تَ نِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- امتناع کننده، سرپیچی کننده.
۲- ناممکن، محال.

    ممازحت

    (مُ زَ حَ یا حِ) [ ع. ممازحه ]
    ۱- (مص ل.) شوخی کردن.
    ۲- (اِمص.) مزاح، شوخی.

      مماطله

      (مُ طَ لِ یا لَ) [ ع. مماطله ]
      ۱- (مص ل.) معطل کردن، در انتظار نگه داشتن.
      ۲- (اِمص.) تاخیر، درنگ.

        ملیک

        (مَ) [ ع. ]
        ۱- (ص.) صاحب ملک.
        ۲- صاحب، خداوند.
        ۳- خدای تعالی.
        ۴- (اِ.) پادشاه.

          ملیله

          (مَ لِ) (اِ.) رشته‌های باریک زر و سیم که با آن‌ها روی یخه یا آستین یا دامن لباس نقش و نگار و زردوزی می‌کنند.

            ملین

            (مُ لَ یِّ) [ ع. ] (اِفا.) هرآنچه که باعث شکم روی باشد.

              Scroll to Top