اسم

ملالت

(مَ لَ) [ ع. ملاله ] (اِمص.)
۱- افسردگی، دلتنگی.
۲- بیزاری، آزردگی.

    ملامین

    (مِ) [ انگ. ] (اِ.) جسمی است آلی که با الدئیدفرمیک تشکیل رزینی می‌دهد که در گرما قالب گیری می‌شود.

      ملاهی

      (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ملهی ؛ آلات و ادوات لهو و لعب.

        ملایک

        (مَ یِ) [ ع. ملائک ] (اِ.) جِ ملک ؛ فرشتگان.

          ملایکه

          (مَ یِ کِ) [ ع. ملائکه ] (اِ.) جِ. ملک ؛ فرشتگان.

            ملایمت

            (مُ یِ مَ) [ ع. ملائمه ] (اِمص.)
            ۱- به نرمی رفتار کردن.
            ۲- خوشخویی.

              ملائک

              (مَ ئِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مَلَک ؛ فرشتگان.

                ملبس

                (مَ یا مِ بَ) [ ع. ] (اِ.) پوشاک، پوشیدنی، ج. ملابس.

                  Scroll to Top