مقسط
(مُ س) [ ع. ] (اِفا.) دادگر، عادل.
(مُ قَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- قراردهنده، تعیین کننده.
۲- تقریرکننده، بیان کننده.
۳- کسی که درس استاد را برای دانشجویان تقریر و شرح کند، دانشیار.
(مِ رَ عِ) [ ع. مقرعه ] (اِ.)
۱- تازیانه، کوبه.
۲- لفظی است عام برای کلیه آلات موسیقی ضربی رزمی مانند: کوس، دمامه، دهل و نقاره.
(مُ قَ مَ) [ ع. ]
۱- (اِمف.) تنگ و باریک نوشته شده.
۲- (اِ.) نوعی خط که در آن کلمات ریز و باریک و نزدیک هم نویسند.