اسم

مقر

(مُ قِ رّ) [ ع. ] (اِفا.) اعتراف کننده، اقرار – کننده.

    مقروض

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.) کسی که به دیگری وام دارد، مدیون، قرض دار، بدهکار.

      مقرر

      (مُ قَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- ثابت و برقرار شده.
      ۲- تقریر شده.

        مقرر

        (مُ قَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- قراردهنده، تعیین کننده.
        ۲- تقریرکننده، بیان کننده.
        ۳- کسی که درس استاد را برای دانشجویان تقریر و شرح کند، دانشیار.

          مقررات

          (مُ قَ رَّ) [ ع. ] (اِ.) امور و قواعدی که باید مراعات شوند.

            مقرری

            (مُ قَ رَّ) [ ع – فا. ] (اِ.) ماهیانه، حقوق، مستمری.

              Scroll to Top