اسم

مقاوله

(مُ وَ لَ یا وِ لِ) [ ع. مقاوله ]
۱- (مص ل.) گفت و شنید کردن با کسی.
۲- قول و قرار گذاشتن.
۳- (اِمص.) گفت و شنید.
۴- (اِ.) قرارداد، قول نامه.

    مقاومت

    (مُ وِ مَ) [ ع. مقاومه ]
    ۱- (مص ل.) ایستادگی کردن، پایداری نمودن.
    ۲- (اِمص.) ایستادگی، پایداری.
    ۳- دوام، استحکام.

      مقبره

      (مَ بَ رَ یا رِ) [ ع. مقبره ] (اِ.)
      ۱- گور.
      ۲- در فارسی عمارتی که روی قبر سازند.

        مقبض

        (مَ بَ) [ ع. ] (اِ.) قبضه شمشیر و مانند آن، دسته ؛ ج. مقابض.

          مفیض

          (مُ) (اِفا.)
          ۱- جاری کننده.
          ۲- فیض – دهنده، فیض بخش، فیض دهنده.

            Scroll to Top