اسم

مفیض

(مُ) (اِفا.)
۱- جاری کننده.
۲- فیض – دهنده، فیض بخش، فیض دهنده.

    مفعول

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- انجام داده شده، کرده شده.
    ۲- کسی یا چیزی که فعل بر آن واقع شده باشد. و آن به دو قسم است: ؛ ~ِ باواسطه (بواسطه) یا غیرصریح یا غیرمستقیم، آن است که معنی فعل رابه واسطه حرفی از حروف اضافه تمام کند. ؛ ~ِ بی واسطه یا صریح یا مستقیم، آن است که معنی فعل را بی واسطه حرفی از حروف اضافه تمام کند.
    ۳- پسر یا مردی که لواطه دهد.

      مفقود

      (مَ) [ ع. ] (اِمف.) گم شده، ناپدید. ؛~الاثر گمشده، ناپیدا، ناپدید، پی گم (فره).

        Scroll to Top