اِ. ص مفرد (مُ رَ) [ ع. ] (اِ. ص.) ۱- تنها، یکه. ۲- ساده، مجرد. ۳- جدا، جداگانه. ۴- مستقل، علی حده. ۵- بنده، فرمانبردار. ۶- دلاور، یگانه. ۷- در دستور کلمه ایست که بر یکی دلالت کند، یکی. مق جمع. ج. مفردات.
اسم مفعول مفرس (مُ فَ رَّ) [ معر. ] (اِمف.) کلمهای که از زبان دیگر به فارسی آورده شده، پارسی گردانیده.