اسم

مصدق

(مُ صَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- کسی که شخصی یا شیئی را تصدیق کند، راستگو دارنده. مق. مکذب.
۲- آن چه که موجب تصدیق گردد، مؤید.
۳- باور کننده.
۴- مقوم، ارزیاب. ج. مصدقین.

    مصدوق

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- راست گفته شده.
    ۲- موافق وعده بجا آورده شده.

      مصر

      (مِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- واقع شونده میان دو چیز، حد میان دو چیز.
      ۲- شهر. ج. امصار.

        مصبغه

        (مَ بَ غِ) [ ع. مصبغه ] (اِ.) دکان رنگرزی.

          مصحح

          (مُ صَ حُِ) [ ع. ] (اِفا.) تصحیح کننده، کسی که غلط‌های نوشته یا کتابی را تصحیح کند.

            مصحف

            (مُ حَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- نامه‌ها و اوراقی که در یک جلد جمع کرده باشند.
            ۲- قرآن مجید. ج. مصاحف.

              مصحف

              (مُ صَ حَّ) [ ع. ] (اِمف.)
              ۱- کلمه‌ای که خطا نوشته شده.
              ۲- کلمه‌ای که خطا خوانده شده.
              ۳- کلمه‌ای که به واسطه کاستن یا افزودن نقطه‌های حروف تغییر یافته مانند: باد، یاد، روز، زور.

                Scroll to Top