اسم

مصداق

(مِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دلیل راستی سخن.
۲- چیزی که دلیل راستی کسی باشد.
۳- آن چه که منطبق بر امری گردد.

    مصدر

    (مَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جای بازگشت.
    ۲- سرچشمه، منبع.
    ۳- فعلی است بدون زمان و ضمائر. ج. مصادر.

      مصدر

      (مُ صَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- داشته شده، درصدر قرار داده.
      ۲- آنکه به ریاست و صدارت رسیده.
      ۳- کسی که در صدر جای دارد، صدرنشین.

        مصدع

        (مُ صَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.) دردسر دهنده، آن چه که باعث زحمت شود. ؛ ~ اوقات شدن باعث دردسر شدن.

          مصانع

          (مَ نِ) [ ع. ] (اِ.) جَ مصنع و مصنعه.
          ۱- جاهایی که باران در آن جمع شود، آبگیرها.
          ۲- دیه‌ها.
          ۳- قلعه‌ها، قصرها.

            مصاید

            (مَ یِ) [ ع. مصائد ] (اِ.) جِ مصید و مصیده ؛ دام‌ها.

              مصب

              (مَ صَّ بُ) [ ع. ] (اِ.) محلی که آب رودخانه وارد دریا می‌شود.

                Scroll to Top