اسم

هف

(هَ) (اِ.) کارگاه جولاهی.

    هفت

    (هِ) (اِ.) اندک خشکی ای که بعد از تری به هم رسند.

      هفت

      (هُ) (اِ.) دمی از آب، شربت ؛ شراب و مانند آن‌ها که فرو کشند، جرعه، قورت.

        هفت

        (هَ) [ په. ] (اِ.) عدد اصلی میان شش و هشت (۷). ؛ ~ قلم آرایش کردن آرایش تمام، بزک کامل. ؛ ~ پادشاه را خواب دیدن کنایه از: به خواب عمیق فرو رفتن. ؛ ~ کفن پوساندن مدت‌ها پیش مردن.

          هفت اختر

          (~. اَ تَ) (اِ.) هفت برادران ؛ صورت فلکی خرس بزرگ.

            هفت الوان

            (~. اَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
            ۱- هفت رنگ اصلی.
            ۲- طعامی که گویند از آسمان به جهت عیسی (ع) نازل شد. شامل: نان، نمک، ماهی، سرکه، عسل، روغن، تره.
            ۳- کنایه از: طعام‌های گوناگون.

              Scroll to Top