اسم

هضم

(هَ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- گوارش، تحلیل غذا در معده.
۲- درهم شکستن.

    هطال

    (هَ طّ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- ابر بارنده پیاپی.
    ۲- اشک روان.

      هطل

      (هَ) (اِ.)
      ۱- باران سست پیوسته.
      ۲- اشک پیاپی.

        هف

        (هَ) (اِ.) کارگاه جولاهی.

          هفت

          (هِ) (اِ.) اندک خشکی ای که بعد از تری به هم رسند.

            هفت

            (هُ) (اِ.) دمی از آب، شربت ؛ شراب و مانند آن‌ها که فرو کشند، جرعه، قورت.

              هشپلک

              (هُ پُ لَ) (اِ.) سوت، سوتی که با دست و دهان بزنند.

                Scroll to Top