اسم

مردگیران

(مَ) (اِمر.) جشنی بود در ایران باستان که در پنج روز آخر اسنفدارماه بر پا می‌شد. در این پنچ روز زنان بر مردان مسلط بودند و هر آرزویی که می‌کردند تحقق می‌یافت ؛ از این رو آن را مردگیران گفتند.

    مردم

    (مَ دُ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- انسان، آدمی.
    ۲- مردمک چشم. ج. مردمان.

      مردنگی

      (مَ دَ) (اِ.) نوعی شیشه چراغ بزرگ و دهان گشاد که بر روی شمع یا چراغ می‌گذاشتند تا از وزش باد خاموش نشود.

        مرد

        (مَ رَ دّ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) بازگردانیدن.
        ۲- (اِمص.) رد، بازگشت.

          مرد

          (مَ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- مقابل زن. ج. مردان.
          ۲- کنایه از: شجاع، دلیر، بخشنده.

            مرداد

            (مُ) (اِ.)
            ۱- نام روز هفتم از هر ماه خورشیدی.
            ۲- نام ماه پنجم از سال خورشیدی.
            ۳- امشاسپند موکل بر گیاه.

              Scroll to Top