مردف
(مُ رَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.) شعری که علاوه بر قافیه، ردیف هم داشته باشد.
(مَ) (اِمر.) جشنی بود در ایران باستان که در پنج روز آخر اسنفدارماه بر پا میشد. در این پنچ روز زنان بر مردان مسلط بودند و هر آرزویی که میکردند تحقق مییافت ؛ از این رو آن را مردگیران گفتند.
(مُ رَ خّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- سست کننده.
۲- دارویی را گویند که به قوت حرارت و رطوبت خود قوام اعضای کثیفه المسام را نرم و مسامات آن را وسیع بگرداند تا آن که به سهولت و آسانی فضول مجتمعه و محتبسه در آنها دفع شود، مانند ضماد شوید (شبت) و بذر کتان.