مرز
(مَ) [ په. ] (اِ.) سرحد، کناره.
(مَ) (اِمر.) جشنی بود در ایران باستان که در پنج روز آخر اسنفدارماه بر پا میشد. در این پنچ روز زنان بر مردان مسلط بودند و هر آرزویی که میکردند تحقق مییافت ؛ از این رو آن را مردگیران گفتند.
(مَ دَ) (اِ.) نوعی شیشه چراغ بزرگ و دهان گشاد که بر روی شمع یا چراغ میگذاشتند تا از وزش باد خاموش نشود.