اسم

مرزاب

(مِ) [ معر. ] (اِ.) ناودانی که آب جمع شده در کشتی به وسیله آن به دریا ریزد.

    مرزغان

    (مَ زَ) (ا.) جهنم، دوزخ. مرزغن و مرغزن هم گفته شده.

      مردم

      (مَ دُ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- انسان، آدمی.
      ۲- مردمک چشم. ج. مردمان.

        مردنگی

        (مَ دَ) (اِ.) نوعی شیشه چراغ بزرگ و دهان گشاد که بر روی شمع یا چراغ می‌گذاشتند تا از وزش باد خاموش نشود.

          مردار

          (مُ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- لاشه.
          ۲- نجس، پلید.

            Scroll to Top