اسم

یلمق

(یَ مَ) [ معر. ] (اِ.) معرب یلمه فارسی به معنی قبا. ج. یلامق.

    یلوه

    (یَ وِ) (اِ.) مرغ کوچکی که می‌گویند در اثر باران به وجود می‌آید.

      یمام

      (یَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- کبوتر دشتی، کبوتر صحرایی.
      ۲- اراده، قصد.

        یمن

        (یُ مْ) [ ع. ] (اِ.) خیر و برکت، خجستگی.

          یمین

          (یَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – سمت راست.
          ۲- سوگند، قسم.

            Scroll to Top