اسم

یورش

(رِ) [ تر. ] (اِ.) تاخت و تاز، هجوم.

    یمام

    (یَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- کبوتر دشتی، کبوتر صحرایی.
    ۲- اراده، قصد.

      یمن

      (یُ مْ) [ ع. ] (اِ.) خیر و برکت، خجستگی.

        یمین

        (یَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – سمت راست.
        ۲- سوگند، قسم.

          ینبوع

          (یَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- چشمه بزرگ.
          ۲- جوی بسیار آب.

            ینگه

            (یَ گِ) [ تر. ] (اِ.)
            ۱- یدک، دنباله.
            ۲- زنی که شب زفاف همراه عروس به خانه داماد می‌رود.

              Scroll to Top