اسم

مخ

(مُ) (اِ.)
۱- زنبور.
۲- آتش.

    مخ

    (~.) (اِ.)
    ۱- لگام سنگین که بر اسب یا استر سرکش بزنند.
    ۲- بید (حشره).

      محور

      (مِ وَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- تیر چرخ که چرخ دور آن می‌گردد.
      ۲- خط فرضی که یک سر آن در قطب شمال و سر دیگرش در قطب جنوب است و زمین حرکت وضعی خود را دور آن انجام می‌دهد.

        محوط

        (مُ حَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) گرداگرد چیزی برآینده، دیوار بست کننده.

          محوطه

          (مُ حَ وِّ طِ) [ ع. محوطه ] (اِ.) زمینی که دور آن را دیوار کشیده باشند.

            محول

            (مُ حَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- سپرنده، تحویل دهنده.
            ۲- گرداننده، تغییر دهنده.
            ۳- حواله کننده.
            ۴- ناقه‌ای که آبستن شود بعد از گشن یافتن.

              Scroll to Top