محیل
(مُ) [ ع. ] (اِفا.) حیله گر، مکار.
(مِ وَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- تیر چرخ که چرخ دور آن میگردد.
۲- خط فرضی که یک سر آن در قطب شمال و سر دیگرش در قطب جنوب است و زمین حرکت وضعی خود را دور آن انجام میدهد.
(مُ حَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- سپرنده، تحویل دهنده.
۲- گرداننده، تغییر دهنده.
۳- حواله کننده.
۴- ناقهای که آبستن شود بعد از گشن یافتن.