اسم

لنجه

(لَ جِ) (اِ.) رفتاری از روی ناز و عشوه.

    لند

    (لُ) (اِ.) سخن گفتن زیر لب از روی خشم و اوقات تلخی.

      لند

      (لَ) (اِ.)
      ۱- پسر.
      ۲- آلت تناسل مرد.

        لندره

        (لَ دَ رَ یا رِ) (اِ.)
        ۱- لباسی بوده مانند بارانی.
        ۲- دوخته‌ای از پارچه و چرم که روپوش کجاوه و امثال آن می‌کرده‌اند.

          لنبوس

          (لُ) (اِ.) اندرون دهان، گردبرگرد رخساره از جانب درون، لب.

            لنت ترمز

            (لِ. تُ مُ) [ روس. ] (اِمر.) نواری به شکل نیم دایره که روی کفشک ترمز بسته می‌شود و در وقت لازم به کاسه ترمز می‌چسبد و آن را از چرخیدن باز می‌دارد.

              لنتر

              (لَ تَ) [ فر. ] (اِ.) نوعی چراغ به بزرگی کاسه‌ای بزرگ که در آن روغن یا پیه کنند و فتیله‌ای دارد و آن را با دو زنجیر از سقف آویزند.

                Scroll to Top