اسم

لنج

(لَ یا لِ) (اِمص.) بیرون کشیدن، بیرون بردن چیزی را از جایی به جایی.

    لنجه

    (لُ جَ یا جِ) (اِ.)
    ۱- لب، لنج.
    ۲- گرد بر گرد دهان.

      لنجه

      (لَ جِ) (اِ.) رفتاری از روی ناز و عشوه.

        لمعه

        (لُ عَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – پاره گیاه خشک.
        ۲- گروه مردم.
        ۳- موی سفید که میان موی سیاه باشد. ج. لمع.

          لمعه

          (لَ عِ) [ ع. لمعه ] (اِ.) پرتو، روشنی.

            لملمه

            (لُ لُ مَ یا مِ) (اِ.) انبوهی و ازدحام عده بسیار از هر چیزی در حال جنبش.

              لمحه

              (لَ حَ یا حِ) [ ع. لمحه ] (اِ.)
              ۱- زمان کم.
              ۲- یک بار و با شتاب به چیزی نگاه کردن. ج. لمحات.

                Scroll to Top