لملمه
(لُ لُ مَ یا مِ) (اِ.) انبوهی و ازدحام عده بسیار از هر چیزی در حال جنبش.
(لُ پَ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- لات.
۲- پست – ترین فرد جامعه از قبیل چاقوکش، باج گیر، خبرچین و پاانداز.
(لَ ک ِّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بخشی از یک سطح که براثر آلودگی به چیزی به رنگ دیگر درمی آید.
۲- اثر آلودگی چیزی.
۳- تغییر رنگ نقطهای از سطح چیزی.
۴- مجازاً: آلودگی بدنامی.
(لُ کُ مُ) [ انگ. ] (اِ.) وسیله نقلیه موتوری که روی خط آهن حرکت میکند و برای کشیدن واگنهای قطار به کار میرود.