اسم

لطیفه

(لَ فَ یا فِ) [ ع. لطیفه ] (اِ.)
۱- هر چیز نیکو.
۲- حکایت نغز و معنی دار.
۳- بذله، شوخی.

    لطیمه

    (لَ مَ یا مِ) [ ع. لطیمه ] (اِ.)
    ۱- مشک.
    ۲- طبله مشک.

      لظی

      (لَ) [ ع. ] (اِخ.)
      ۱- طبقه پنجم از طبقات جهنم.
      ۲- دوزخ.

        لعاب

        (لُ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- آب دهن، هر آبی که اندکی غلیظ و چسبنده باشد.
        ۲- روکش مخصوصی که روی سفال و کاشی و مانند آن می‌کشند.

          لعاع

          (لُ) [ ع. ] (اِ.) گیاه نورسته، علف تازه روییده.

            لعبت

            (لُ بَ) [ ع. لعبه ] (اِ.)
            ۱- بازیچه، هر آن چیزی که با آن بازی کنند، عروسک.
            ۲- معشوق، بُت، دلبر.

              لطف

              (لَ طَ) [ ع. ] (اِمص. از الطاف)
              ۱- توفیق خدای.
              ۲- نرمی.
              ۳- نیکویی، بر، نیکوکاری.
              ۴- (اِ.) آن چه به کسی فرستند، هدیه.

                Scroll to Top