اسم

لعبت

(لُ بَ) [ ع. لعبه ] (اِ.)
۱- بازیچه، هر آن چیزی که با آن بازی کنند، عروسک.
۲- معشوق، بُت، دلبر.

    لطف

    (لُ طْ) [ ع. ]
    ۱- (اِمص.)نرمی، مهربانی، خوش رفتاری. ج. الطاف.
    ۲- کرم، بخشش.

      لشاب

      (لَ) (اِمر.) جایی که در آن آب ایستاده و در وی علف و نی بروید، باتلاق.

        لشکر

        (لَ کَ) (اِ.)
        ۱- سپاه.
        ۲- واحد نظامی که به طور متوسط شامل سه تیپ است.

          لص

          (لَ یا لُ یا لِ صّ) [ ع. ] (اِ. ص.) دزد، سارق. ج. لصوص، الصاص.

            Scroll to Top