اسم

گوز

(اِ.) باد صداداری که از مخرج انسان خارج می‌شود، تیز، ضرطه. ؛ ~ چه ربطی به شقیقه دارد کنایه از: دو چیز نامتجانس و نامربوط، جواب حرف نامربوط. ؛گنده ~ی کردن ادعا کردن، تفاخر بی اصل و اساس کردن.

    گوزگند

    (گَ)
    ۱- (اِمر.) ضرطه بد بو.
    ۲- کنایه از: سخنان لاف و گزاف و هرزه.

      گوزن

      (گَ وَ) (اِ.) هر یک از جانوران متعلق به گونه‌های مختلف تیره گوزن‌ها در اندازه و رنگ‌های گوناگون ؛ گاو کوهی.

        گورک

        (رَ) (اِ.) سنگی که گازران جامه بر آن زنند و شویند.

          Scroll to Top