(گُ زِ) (اِ.) مخفف گزیر، چاره، علاج.
(گَ زِ) (اِمص.) گزیدن.
(~.) (اِ.) ۱- نوبت، دفعه، کرت. ۲- نوبت آب در زراعت (معمولاً در ۸ یا ۱۶ روز).
(~.) (اِ.) تشنج.
(گِ لِ) [ تر. ] (اِ.) نک گزلیک.
(گَ یا گِ) [ تر. ] (اِ.) چاقوی کوچک دسته دار.
(گَ مَ) (اِمر.) حساب مساحت ساختمانها و عمارات.
(گُ رِ) (اِمص.) نک گزارش.
(~.) (اِ.) مسند، عبارتی که آگاهی نسبت به مسندالیه میدهد.
(~. کَ دَ) (اِمص.) گذشتن، عبور کردن.