اسم

گزر

(گُ زِ) (اِ.) مخفف گزیر، چاره، علاج.

    گزک

    (~.) (اِ.)
    ۱- نوبت، دفعه، کرت.
    ۲- نوبت آب در زراعت (معمولاً در ۸ یا ۱۶ روز).

      گزلیک

      (گَ یا گِ) [ تر. ] (اِ.) چاقوی کوچک دسته دار.

        گزاره

        (~.) (اِ.) مسند، عبارتی که آگاهی نسبت به مسندالیه می‌دهد.

          Scroll to Top