اسم

گزاره

(~.) (اِ.) مسند، عبارتی که آگاهی نسبت به مسندالیه می‌دهد.

    گریوه

    (گَ وِ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- گردن، پشت گردن.
    ۲- کوه پست، پشته، تپه.

      گز

      (~.) (اِ.)
      ۱- درختچه‌ای زینتی از تیره گزها با برگ‌های ریز و به هم فشرده که دارای گل‌های منظم و صورتی یا سفید رنگ است. از ساقه آن ماده‌ای شیرین و مطبوع به نام گزانگبین خارج می‌شود.
      ۲- نوعی شیرینی که آن را با شیرابه گیاه گز درست می‌کنند.

        گز

        (~.) (اِ.) نوعی تیر بی پر.

          گز

          (گَ یا گِ) (اِ.) = گاز: دندان، سن.

            گز

            (گَ) (اِ.) واحد طول که در قدیم معادل ۲۴ انگشت بود. ؛ ~نکرده پاره کردن کنایه از: کاری را نسنجیده و از روی بی فکر کردن.

              Scroll to Top