گرداب
(گِ) (اِمر.) جایی عمیق در رودخانه یا دریا که آب در آن میچرخد و به قعر فرو میرود.
(گِ لِ) (اِمر.)
۱- خاکه ذغال که آن را به صورت گلوله درمی آورند و به عنوان سوخت استفاده میکردند.
۲- قطعه سنگ تقریباً صاف و معمولاً بزرگتر از قلوه سنگ.
(گَ)
۱- (اِمص.) گردیدن، گشتن، گردش.
۲- (اِفا.) در ترکیب به معنی گردنده آید: ولگرد، دوره گرد.
۳- (اِ.) آسمان، فلک، گردون.
(گُ بِ) [ په. ] (اِ.) حیوانی است پستان دار و گوشت خوار از تیره گربه سانان، دارای جثهای نسبتاً کوچک، سرِ گرد، سبیلهای حساس، گوشهای راست و متحرک و پنجهها و دندانهایی تیز. این حیوان به بی صفتی و نمک نشناسی معروف است. ؛ ~را دم حجله کشتن کنایه از: ترساندن، زهرچشم گرفتن.