اسم

گرداب

(گِ) (اِمر.) جایی عمیق در رودخانه یا دریا که آب در آن می‌چرخد و به قعر فرو می‌رود.

    گرداله

    (گِ لِ) (اِمر.)
    ۱- خاکه ذغال که آن را به صورت گلوله درمی آورند و به عنوان سوخت استفاده می‌کردند.
    ۲- قطعه سنگ تقریباً صاف و معمولاً بزرگتر از قلوه سنگ.

      گردان

      (گُ) (اِ.)
      ۱- پهلوانان.
      ۲- یک سوم هَنگ، سه گروهان.

        گردباد

        (گِ) (اِ.) بادی باحرکت چرخشی توأم رو به جلو و رو به بالا.

          گرد

          (گَ)
          ۱- (اِمص.) گردیدن، گشتن، گردش.
          ۲- (اِفا.) در ترکیب به معنی گردنده آید: ولگرد، دوره گرد.
          ۳- (اِ.) آسمان، فلک، گردون.

            گراور

            (گِ وُ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- قطعه فلزی که برای چاپ تصویر یا دستخط در چاپ مسطح به کار می‌رود و نخست نوشته یا تصویر را به طریقه‌ای شبیه چاپ عکس بر روی این قطعه فلز ثبت می‌کنند.
            ۲- عکس چاپ شده در یک متن.

              گرایش

              (گِ یِ) (اِمص.)
              ۱- میل و رغبت.
              ۲- قصد، اراده، آهنگ.
              ۳- سرپیچی، نافرمانی.
              ۴- سنجش، توزین.

                گرباس

                (گَ) (اِ.) بیل گونه‌ای که زمین را با آن زیر و رو کنند.

                  Scroll to Top