اسم

گذر

(گُ ذَ) (اِ.) راه، معبر، جاده.

    گذاشته

    (گُ تِ یا تَ) (اِمف.)
    ۱- عبور داده، گذرانیده.
    ۲- عبور کرده، گذشته.
    ۳- سپری کرده.
    ۴- نهاده، قرار داده.
    ۵- جا داده، مقیم کرده.
    ۶- رها کرده، ترک کرده.
    ۷- عفو کرده، بخشوده.

      گدار

      (گُ) (اِ.) معبر و گذرگاه در آب، پایاب، جای کم عمق رودخانه که می‌توان پهنای آن را بدون شنا کردن پیمود.

        Scroll to Top