(گُ رِ) (اِ.) بالاخانه تابستانی.
(گُ)(اِمص.)۱ – ذوب، گدازش. ۲- لاغری.
(گُ زِ) (اِمص.) ۱- عمل گداختن، ذوب. ۲- کاهش تن، لاغری.
(گُ زِ) (اِ.) موادی که از دهانه آتشفشان یا شکاف زمین بیرون ریزد.
(گَ یا گِ) (اِ.) ۱- عمل خواستن پول و کمک مالی از دیگران برای گذران زندگی. ۲- کار گدا.
(گَ دَ یا دِ) (اِ.) سلاح جنگ.
(گَ دِ یا دَ) (اِ.) دندانه کلید، زبانه کلید.
(گَ) (اِ.) گردنه کوه، جایی در کوه که برف زیادی میبارد و رفت و آمد مشکل است.
(گُ) ۱- (اِمص.) عبور، گذشتن. ۲- (اِ.) گذرگاه، راه عبور.
(گُ) (اِ.) بوزینه، میمون.