اسم

کواعب

(کَ عِ) [ ع. ] (اِ.) جِ کاعب ؛ پستان برآمدگان.

    کواکب

    (کَ کِ) [ ع. ] (اِ.) جِ کوکب ؛ ستارگان.

      کوانتوم

      (کُ تُ) [ فر. ] (اِ.) کوچک ترین مقدار هر کمیت فیزیکی که می‌تواند به طور مستقل وجود داشته باشد.

        کوب

        (اِمص.)
        ۱- صدمه، ضربه.
        ۲- آلتی که فیلبانان فیل را با آن زنند.

          کوبن

          (بِ یا بَ)(اِ.)چکش آهنگران و مسگران و آن دو قسم باشد، یکی مربع ک ه آن را پتک خوانند، دیگری دراز و آن را کدینه گویند، مطراق.

            کوبه

            (بِ) (اِ.) هر چیز که با آن چیز دیگر را کوبند.

              کوبول

              (کُ بُ) [ انگ. ] (اِ.) از زبان‌های برنامه – نویسی کامپیوتر.

                کوبیسم

                [ فر. ] (اِ.) سبکی در نقاشی که در آن نقاش اشیا و حتی موجودات را به شکل هندسی نشان می‌دهد.

                  کهیر

                  (کَ) (اِ.) نوعی بیماری پوستی که در اثر حساسیت نسبت به بعضی غذاها و داروها به وجود می‌آید و آن برآمدگی‌هایی سرخ رنگ و خارش دار در پوست است.

                    کهف

                    (کَ) [ ع. ] (اِ.)
                    ۱- غار. ج. کهوف.
                    ۲- پناه، ملجا.
                    ۳- مهتر، قوم.

                      Scroll to Top