اسم

کلاک

(~.) (اِ.) = کولاک:
۱- موج بزرگ دریا.
۲- طوفان.

    کلال

    (کَ) (اِ.) تارک سر، بالای پیشانی.

      کلاله

      (کُ لِ) (اِ.)
      ۱- موی پیچیده و مجعد.
      ۲- برجستگی بالای مادگی گیاه.

        کلاله

        (کَ لَ یا لِ) [ ع. کلاله ] (اِ.) کسی که نه فرزند دارد نه پدر.

          کلام

          (کَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- سخن، حرف.
          ۲- جمله‌ای که مفید فایده یا خبری باشد به نحوی که چون گوینده خاموش شود، شنونده در انتظار نماند.

            کلانتری

            (~.) (اِمر.) اداره‌ای است تابع سازمان نیروی انتظامی که حفظ نظم و قانون در بخشی از شهر را به عهده دارد.

              کلاه

              (کُ) (اِ.) سرپوش و هر چیزی که از پارچه و پوست و نمد و جز آن سازند و جهت پوشش بر سر گذارند و آن انواع گوناگون دارد: شاپو، نظامی، مردانه، زنانه، ایمنی، آهنی، حصیری و مانند آن. ؛ ~ دو تن تو هم رفتن کنایه از: اختلاف پیدا کردن، از هم ناراحت شدن. ؛ ~ کسی پس معرکه بودن کنایه از: عقب ماندن یا عقب گذاشتن از سود و کار و زندگی. ؛ ~ سر کسی گذاشتن کنایه از: او را فریب دادن. ؛ ~شرعی حیله‌ای که در ظاهر مطابق با موازین شرع باشد. ؛ بلند ~گشتن سرافراز گشتن.

                کلاه فرنگی

                (~. فَ رَ) (اِمر.) اتاقی معمولاً گرد (شش لوزی یا هشت گوش) که گرداگرد آن دارای درها یا پنجره‌هایی به سوی فضای آزاد و سقف آن از هر سو دارای سایبانی پیش آمده‌است.

                  Scroll to Top