کلاویه
(کِ یِ) [ فر. ] (اِ.) شستی ارگ و پیانو.
(~. اَ غَ) [ ع. ] (اِمر.) سگ کوچک. یکی از صورتهای فلکی جنوبی است که به شکل سگ کوچکی فرض شدهاست و ستاره معروف آن شعرای شامی یا غمیصاء میباشد.
(~. اَ ظَ) [ ع. ] (اِمر.) سگ بزرگ. یکی از صورتهای فلکی جنوبی که به شکل سگ بزرگی فرض شدهاست و ستاره پُر نور و معروف آن شعرای یمانی یا تیشتر است.
(کَ بَ تِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- ابزاری انبرک مانند که با آن در سابق دندان میکشیدند.
۲- انبر آهنگران.
(کُ) (اِ.) سرپوش و هر چیزی که از پارچه و پوست و نمد و جز آن سازند و جهت پوشش بر سر گذارند و آن انواع گوناگون دارد: شاپو، نظامی، مردانه، زنانه، ایمنی، آهنی، حصیری و مانند آن. ؛ ~ دو تن تو هم رفتن کنایه از: اختلاف پیدا کردن، از هم ناراحت شدن. ؛ ~ کسی پس معرکه بودن کنایه از: عقب ماندن یا عقب گذاشتن از سود و کار و زندگی. ؛ ~ سر کسی گذاشتن کنایه از: او را فریب دادن. ؛ ~شرعی حیلهای که در ظاهر مطابق با موازین شرع باشد. ؛ بلند ~گشتن سرافراز گشتن.
(~. فَ رَ) (اِمر.) اتاقی معمولاً گرد (شش لوزی یا هشت گوش) که گرداگرد آن دارای درها یا پنجرههایی به سوی فضای آزاد و سقف آن از هر سو دارای سایبانی پیش آمدهاست.