اسم

کشکول

(کَ) (اِ.) ظرفی ساخته شده از پوست میوه‌ای شبیه نارگیل یا فلز و سفال که درویشان آن را با زنجیری به شانه بیآویزند.

    کشکین

    (کَ)
    ۱- (ص نسب.) منسوب به کشک.
    ۲- (اِمر.) نان جو، کشکینه.
    ۳- نانی که از آرد باقلا و نخود و گندم و جو درهم آمیخته پزند.

      کشمش

      (کِ مِ) (اِ.) دانه‌های خشک شده میوه انگور.

        کشه

        (کَ شَ) (اِ.) خطی را که به جهت علامت بطلان بر نوشته کشند.

          کشو

          (کِ) (اِ.) جعبه روباز جاسازی شده در داخل یک قفسه، کمد، یا میز که بتوان آن را بر روی تکیه گاهش به جلو و عقب برد و باز و بسته کرد.

            کشف الابیات

            (کَ فُ لْ اَ) [ ع. ] (اِمر.) جدول و فهرست الفبایی ابیات، برای یافتن آن بیت مورد نظر.

              Scroll to Top